محمد باقر النجفي
99
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
شمشيرهاى خود را نكشيدهاند و حال آنكه مشركان به محض پيشآمدن ، شمشيرهاى خود را كشيده بودند . از اين موضوع تعجّب كردم . از مردى از مهاجران دليل اين امر را پرسيدم . گفت : « آرى ! پيامبر به ما فرمان داده بود كه تا ما را محاصره نكردهاند ، شمشيرهاى خود را بيرون نكشيم . » « 1 » ثم دعا عتبة إلى المبارزة و رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - في العريش . . . و قال : « لا تقاتلوا حتى أوذنكم ، و إن كثبوكم فارموهم و لا تَسُلّوا السيوف حتى يغشوكم . . . » . و قال خُفاف بن ايماء : « فرأيت اصحاب النبيّ - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - لايُسلّون السيوف و قد انتضوا القِسِي . . . فعجبت من ذلك فسألت بعد ذلك رجلًا من المهاجرين ، فقال : أمرنا رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - ألّا نسلّ السيوف حتى يَغشونا » . موسى بن عقبه در كتاب مستند [ مغازى ] در خصوص حالت دفاعى مسلمانان و تحمّل و صبورى آنها تا آخرين لحظهء هجوم بتپرستان اشارت دقيقى دارد : « قريش به عمير بن وهب گفتند كه آتش جنگ را برافروزد . او همراه صد سوار حملهء خود را آغاز كرد . در اين هنگام پيامبر دراز كشيده بود و قبلًا به اصحاب خود فرموده بود كه تا دستور ندادهام ، نبرد را آغاز ننماييد . لحظهاى آن حضرت را خواب در ربود . چون كافران شروع به حركت نمودند ، ابوبكر صداى خود را بلند كرد و گفت : « اى رسول خدا ! آنها راه افتادند و نزديك ما رسيدند . » مسلمانان چون ديدند كه قريش آتش جنگ برافروخته است ، به پيشگاه الهى زارى كردند و پيروزى مسألت نمودند . « 2 »
--> ( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 50 . متن عربى : ج 1 ، ص 67 ( 2 ) . ص 28 ، دلائل ، بيهقى .